هیماهیما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

دخترم هدیه زیبای خدا

انتظار

سلام مهربون مادر.دختر قشنگم.این روزها همش منتظریم.منتظر اومدن تو.منتظر بغل کردنت، نگاه کردنت، بوسیدنت، نوازشت... دکتر م تا اخر این هفته بهمون وقت داده تا شما به دنیا بیای. منم هرشب تا دلم یه درد کوچولو میگیره کلی ذوق میکنم و میگم حتما داری میای.ولی باز دوباره دردم آروم میشه و خوابم میبره تا ببنیم فردا صبح خدا چی میخواد.اینقدر دل تنگت شدم که هی چندبار وسوسه شدم برم سزارین کنم و تو رو از اون تو دربیارن ولی دلم نیومد همش دلم میخواد تو طبیعی به دنیا بیای. اونجوری که خدا میخواد. همشو سپردم به خدا.تو رو ،خودمو، وقت به دنیا اومدنتو و ......هرچی که اون بخواد همون میشه.اون از همه چی خبرداره  و میدونه چی واسمون از همه بهتره. الانم کار ما فقط دع...
25 آبان 1393

اولین روز برفی

سلام دختر مهربونم.این چندروزه به لطف خدا همش بارون رحمتش از آسمون می بارید امروز هم که باهم رفتیم بیرون اولین برف زندگیتو از تو شکم مامانی دیدی.قربونت برم . چه برف خوشگل و زیبایی هم میومد. این روزها که میگذره دیگه من و بابایی خیلی دلتنگتیم. انتظار ،تو این روزها خیلی سخته.نمیدونم خدا تو کدوم روز قشنگش قراره تو رو تو بغل من و بابایی بذاره. فقط دعا میکنم هرروزی که هست در عین سلامت و شادی تو رو در آغوش بگیریم.خیلی خیلی چشم انتظارتیم.واسه خودت و ما هم خیلی دعا کن .واسه همه نی نی ها و مامان و باباهاشون. فدای تو یه دونه من.... ...
14 آبان 1393
1